وضعیت یا دورهای که فرد نامزد یک مقام انتخابی یا موقعیت دیگر است.
مثالهای طبیعی
She announced her candidacy for mayor in April.
او در ماه آوریل نامزدیاش برای شهرداری را اعلام کرد.
His candidacy for the fellowship gained strong support.
نامزدی او برای دریافت بورسیهٔ پژوهشی حمایت گستردهای جلب کرد.
Three candidacies emerged before nominations closed.
پیش از پایان مهلت معرفی نامزدها، سه نامزدی شکل گرفت.
نکتهٔ کاربردی
candidacy به نامزدبودن اشاره دارد، نه الزاماً برندهشدن. در آمریکایی candidacy از candidateship رایجتر است.
