معنی ۱neutral · 88%
کسی که برای یک شغل، جایگاه یا فرصت دیگر در نظر گرفته میشود
مثالهای طبیعی
We interviewed five candidates for the job.
ما با پنج متقاضی آن شغل مصاحبه کردیم.
She is a strong candidate for the prize.
او یکی از نامزدهای جدی دریافت جایزه است.
The best candidate starts next month.
بهترین متقاضی از ماه آینده کارش را شروع میکند.
نکتهٔ کاربردی
پس از `Candidate` اغلب `for + position, job, prize` یا نام فرصت دیگری میآید.
ترکیبهای رایج
— کسی که برای استخدام در یک شغل در نظر گرفته میشود

