معنی ۱neutral · 86%
به شیوهای زیرکانه، محتاطانه و عملگرایانه که نشاندهندهٔ قضاوت خوب است
مثالهای طبیعی
She cannily delayed signing until the market improved.
او زیرکانه امضا کردن قرارداد را تا بهبود بازار عقب انداخت.
The company cannily targeted an underserved niche.
شرکت با زیرکی بخشِ کمخدمتگرفتهای از بازار را هدف قرار داد.
He invested cannily during the downturn.
او در دوران افت بازار با تدبیر سرمایهگذاری کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Cannily` بیشتر از `slyly` بار مثبت یا تحسینآمیز دارد، هرچند بافت میتواند حس بدگمانی ایجاد کند.
