بهرسمیتشناختن رسمی یک فرد درگذشته بهعنوان قدیس از سوی کلیسای کاتولیک رومی.
مثالهای طبیعی
Her canonization followed a lengthy investigation.
اعلام قدیسبودن او پس از تحقیقاتی طولانی انجام شد.
The canonization took place during a special Mass.
مراسم اعلام قدیسبودن در یک آیین عشای ربانی ویژه برگزار شد.
Several canonizations were announced that year.
در آن سال چند اعلام رسمی قدیسبودن صورت گرفت.
نکتهٔ کاربردی
فرآیندی مشخص در آیین کاتولیک است؛ آن را با canonical که کاربردهای گستردهتری در ادبیات و استانداردها دارد اشتباه نگیرید.
