گفتههای ریاکارانهای دربارهٔ اصول اخلاقی که گوینده خودش به آنها عمل نمیکند.
مثالهای طبیعی
Voters were tired of the candidate’s moral cant.
رأیدهندگان از شعارهای اخلاقیِ ریاکارانهٔ نامزد انتخاباتی خسته شده بودند.
Her article exposed the cant behind their charitable speeches.
مقالهٔ او ریاکاریِ پشتِ سخنرانیهای خیرخواهانهٔ آنها را برملا کرد.
I refuse to repeat that cant about fairness.
حاضر نیستم آن حرفهای ریاکارانه دربارهٔ انصاف را تکرار کنم.
نکتهٔ کاربردی
بار منفی دارد و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ برخلاف can’t، واژهٔ cant آپاستروف ندارد.
