معنی ۱formal · 87%
منطقهای که نیروهای نظامی در آن مستقرند و اقامت دارند.
مثالهای طبیعی
The regiment moved into a cantonment outside the city.
آن هنگ به منطقهای نظامی در خارج از شهر منتقل شد.
New housing was built near the old cantonment.
در نزدیکی منطقهٔ قدیمی استقرار نظامیان، خانههای تازهای ساخته شد.
Several cantonments expanded as troop numbers increased.
با افزایش شمار نیروها، چند منطقهٔ نظامی گسترش یافتند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه بهویژه در تاریخ نظامی و توصیف مکانها در جنوب آسیا دیده میشود.
