مربوط به لولهها یا رگهایی بسیار باریک، بهویژه به نازکی مو.
مثالهای طبیعی
Capillary vessels carry blood close to body tissues.
رگهای مویینه خون را تا نزدیکی بافتهای بدن میرسانند.
The sample rose through a capillary tube.
نمونه از درون یک لولهٔ مویینه بالا رفت.
Capillary action helps water travel through tiny spaces.
خاصیت مویینگی به آب کمک میکند از فضاهای بسیار باریک عبور کند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب پیش از vessels، tube یا action میآید. capillary بهتنهایی میتواند اسم «مویرگ» باشد، اما اینجا صفت است.
