capital
A1اسم/US /kˈæpətəl/ KĂP-ət-əl; UK /kˈæpətəl/ KĂP-ət-əl/
دست مایه، دارالسلطنه، دارالخلافه
JadoLearn Dictionary
معنی capital به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دست مایه، دارالسلطنه، دارالخلافه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عمده، باشی، فرمانده
منجر، رهنمایی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.