معنی ۱neutral · 85%
مادهای کاغذی، ضخیم و نسبتاً محکم که در ساخت جعبه، بستهبندی یا کاردستی به کار میرود.
مثالهای طبیعی
We cut the cardboard into small shapes.
مقوا را به شکلهای کوچک بریدیم.
Please place cardboard in the blue bin.
لطفاً مقوا را در سطل آبی بینداز.
Do you have any thick cardboard left?
مقوای ضخیم دیگری داری؟
نکتهٔ کاربردی
Cardboard معمولاً غیرقابلشمارش است؛ بهجای a cardboard باید a piece of cardboard یا a cardboard box گفت.
ترکیبهای رایج
— مقوای موجدار با لایهٔ چینخورده میان دو لایهٔ صاف
