معنی ۱neutral · 95%
با توجه و دقت عمل کردن تا از خطر یا اشتباه جلوگیری شود
مثالهای طبیعی
Be careful when you cross the road.
هنگام عبور از خیابان مراقب باش.
She is a careful student and checks her answers.
او دانشآموز دقیقی است و پاسخهایش را بررسی میکند.
Please be careful with that glass vase.
لطفاً با آن گلدان شیشهای بااحتیاط رفتار کن.
نکتهٔ کاربردی
از careful برای کسی استفاده کن که دقت میکند تا اتفاق خطرناک یا اشتباهی رخ ندهد.
ترکیبهای رایج
— مراقب بودن تا از خطر یا اشتباه جلوگیری شود

