به شیوهای که در آن دقت، مراقبت یا توجه کافی به اشتباهات احتمالی وجود ندارد.
مثالهای طبیعی
He carelessly left his bag on the train.
او بیدقت کیفش را در قطار جا گذاشت.
The report was carelessly written.
گزارش با بیدقتی نوشته شده بود.
Never carelessly share your password.
هرگز رمز عبورت را بدون دقت کافی به اشتراک نگذار.
نکتهٔ کاربردی
Carelessly چگونگی انجام عمل را توصیف میکند؛ careless صفت شخص یا چیز است. شکل تفضیلی قید more carelessly است.
