caress
C1اسم/US /kɚˈɛs/ kər-ĔS; UK /kɚˈɛs/ kər-ĔS/
نوازش، نواختن، ناز
JadoLearn Dictionary
معنی caress به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نوازش، نواختن، ناز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دربر گرفتن، شامل بودن، بغل
بناز پروردن، دست آموز، دست پرورده
نیم پزکردن
اظهار عشق کردن، بارگاه، دادگاه
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.