مربوط به میل جنسیِ جسمانی یا ارضای آن.
مثالهای طبیعی
His carnal desires repeatedly conflicted with his vows.
امیال شهوانیِ او بارها با عهدهایی که بسته بود در تضاد قرار گرفت.
The sermon warned against surrendering to carnal pleasures.
واعظ در موعظهاش دربارهٔ تسلیمشدن در برابر لذتهای نفسانی هشدار داد.
The novel explores carnal longing beneath strict social conventions.
رمان، میل جنسیِ پنهان در پسِ قواعد سختگیرانهٔ اجتماعی را میکاود.
نکتهٔ کاربردی
اغلب لحنی اخلاقی، دینی یا ادبی دارد. Carnal knowledge عبارتی رسمی و جاافتاده است، نه معادل خنثای «شناختن یک نفر».
