میل جسمانی یا جنسی، بهویژه وقتی در برابر ارزشهای معنوی قرار گیرد.
مثالهای طبیعی
The preacher warned against carnality and selfishness.
واعظ دربارهٔ شهوترانی و خودخواهی هشدار داد.
Carnality runs through the poet’s later work.
میل جسمانی در سراسر آثار متأخر آن شاعر دیده میشود.
Her struggle with carnality shapes the novel’s central conflict.
کشمکش او با امیال جسمانی، تعارض اصلی رمان را شکل میدهد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه بیرون از الهیات، فلسفه و نقد ادبی کمکاربرد است و خودِ واژه لزوماً به معنای محکومکردن اخلاقی نیست.
