معنی ۱neutral · 90%
جانوری که غذای اصلیاش را از خوردن جانوران دیگر تأمین میکند.
مثالهای طبیعی
The tiger is a carnivore.
ببر جانوری گوشتخوار است.
Large carnivores help control populations of prey animals.
گوشتخواران بزرگ به کنترل جمعیت جانوران شکارشونده کمک میکنند.
Cats are carnivores and need animal-based nutrients.
گربهها گوشتخوارند و به مواد مغذی با منشأ حیوانی نیاز دارند.
نکتهٔ کاربردی
carnivore یعنی گوشتخوار؛ cannibal به جانداری گفته میشود که همنوع خود را میخورد.
