یکی از بخشها یا واگنهای مسافری قطار، بهویژه در انگلیسی بریتانیایی
مثالهای طبیعی
She found a quiet seat in the rear carriage.
او در واگن عقبی یک صندلی آرام پیدا کرد.
Passengers moved between carriages during the journey.
مسافران در طول سفر میان واگنها جابهجا شدند.
The dining carriage remained open until midnight.
واگن غذاخوری تا نیمهشب باز ماند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی آمریکایی برای این معنیِ مربوط به قطار معمولاً `car` بهجای `carriage` به کار میرود.
