شرکتی که مسافر یا کالا را جابهجا میکند.
مثالهای طبیعی
The carrier will deliver our parcel tomorrow.
شرکت حملونقل فردا بستهٔ ما را تحویل میدهد.
Several carriers offer direct flights to the city.
چند شرکت هواپیمایی پرواز مستقیم به این شهر دارند.
We selected a new carrier for overseas orders.
برای سفارشهای خارج از کشور یک شرکت حملونقل جدید انتخاب کردیم.
نکتهٔ کاربردی
Carrier اغلب به شرکت مسئول حملونقل اشاره دارد، نه به رانندهٔ آن.
