معنی ۱neutral · 90%
بافت نسبتاً محکم اما انعطافپذیر بدن که از مفاصل و برخی بخشهای بدن پشتیبانی میکند.
مثالهای طبیعی
The doctor said my knee cartilage was damaged.
پزشک گفت غضروف زانوی من آسیب دیده است.
Cartilage supports the shape of the outer ear.
غضروف به حفظ شکل بخش بیرونی گوش کمک میکند.
A layer of cartilage cushions the bones in joints.
لایهای از غضروف در مفاصل میان استخوانها نقش ضربهگیر دارد.
نکتهٔ کاربردی
غضروف از استخوان نرمتر و انعطافپذیرتر است؛ cartilage معمولاً غیرقابلشمارش است.
