معنی ۱neutral · 94%
فیلم یا برنامهٔ تلویزیونی ساختهشده با نقاشی یا پویانمایی رایانهای
مثالهای طبیعی
The children watched a cartoon before dinner.
بچهها قبل از شام یک کارتون تماشا کردند.
This cartoon was my favourite as a child.
این کارتون در کودکی موردعلاقهٔ من بود.
The app has many cartoons for young children.
این اپلیکیشن کارتونهای زیادی برای کودکان خردسال دارد.
نکتهٔ کاربردی
cartoon اغلب به سرگرمی پویانماییشده، بهویژه برای کودکان، اشاره میکند؛ اما میتواند برای گروههای سنی دیگر نیز باشد.

