معنی ۱neutral · 88%
کسی که با بریدن یا تراشیدن چوب یا سنگ، شکلها و اشیای تزیینی میسازد.
مثالهای طبیعی
A local carver made the wooden birds.
یک کندهکار محلی پرندههای چوبی را ساخت.
The stone carver worked on the monument for months.
سنگتراش ماهها روی بنای یادبود کار کرد.
We invited several carvers to demonstrate their skills.
چند کندهکار را دعوت کردیم تا مهارتهایشان را نشان دهند.
نکتهٔ کاربردی
پسوند er به شخص اشاره دارد؛ carving نام عمل کندهکاری یا اثر ساختهشده است.
