معنی ۱neutral · 86%
دستگاهی در فروشگاه که فروشها را ثبت میکند و پول نقد را نگه میدارد.
مثالهای طبیعی
The cash register is beside the counter.
صندوق فروشگاهی کنار پیشخوان است.
She counted the money in the cash register.
او پول داخل صندوق فروشگاهی را شمرد.
Our cash register stopped working during lunch.
صندوق فروشگاهی ما موقع ناهار از کار افتاد.
نکتهٔ کاربردی
cash register خودِ دستگاه است، نه کل بخش صندوق یا محل پرداخت.
ترکیبهای رایج
— باز کردن محفظهٔ پول صندوق
