کسی که کارش دریافت پول از مشتری و پسدادن باقیماندهٔ وجه در فروشگاه یا جایی مشابه است.
مثالهای طبیعی
The cashier gave me the receipt.
صندوقدار رسید را به من داد.
Is there a cashier near the exit?
نزدیک خروجی صندوقداری هست؟
My sister works as a cashier on weekends.
خواهرم آخر هفتهها بهعنوان صندوقدار کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
Cashier معمولاً شخصی است که پرداختها را انجام میدهد؛ checkout محل پرداخت و cash register دستگاه ثبت پول است.
