معنی ۱neutral · 85%
ظرف چوبی محکم و گردی برای نگهداری مایعات، بهویژه شراب یا نوشیدنیهای تقطیری.
مثالهای طبیعی
The wine matured in an oak cask.
شراب در یک بشکهٔ بلوط جا افتاد.
Workers moved three casks into the cellar.
کارگران سه بشکه را به سرداب منتقل کردند.
This cask gives the whisky a smoky flavour.
این بشکه به ویسکی طعمی دودی میدهد.
نکتهٔ کاربردی
cask با barrel همپوشانی معنایی دارد، اما بیشتر تداعیکنندهٔ نگهداری و جاافتادن نوشیدنی است.
ترکیبهای رایج
— بشکهٔ چوبیِ ساختهشده از بلوط
