ساختهشده از آهنی سخت و شکننده که با ریختن فلز مذاب در قالب شکل داده شده است.
مثالهای طبیعی
She seasoned the cast-iron skillet before cooking.
او پیش از آشپزی، سطح ماهیتابهٔ چدنی را با روغن آماده کرد.
The station retains its original cast-iron columns.
ستونهای چدنیِ اصلیِ ایستگاه هنوز پابرجاست.
A cast-iron stove dominated the cottage kitchen.
اجاق چدنیِ بزرگی در آشپزخانهٔ کلبه خودنمایی میکرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی cast iron نام ماده باشد، اسم است؛ صورت خطتیرهدار cast-iron پیش از اسم، صفت مرکب محسوب میشود.
