فردی که در حادثه، جنگ یا فاجعه کشته یا زخمی شده است
مثالهای طبیعی
The explosion caused several casualties near the station.
انفجار در نزدیکی ایستگاه چند تلفات انسانی بر جای گذاشت.
No civilian casualty was reported during the operation.
در جریان عملیات هیچ تلفات غیرنظامی گزارش نشد.
Each casualty received immediate medical attention.
به هر فرد آسیبدیده فوراً خدمات پزشکی ارائه شد.
نکتهٔ کاربردی
`Casualty` هم کشته و هم زخمی را شامل میشود، مگر اینکه بافت معنای محدودتری را مشخص کند.
