معنی ۱neutral · 90%
قرار دادن افراد، اشیا یا اطلاعات در گروههایی بر پایهٔ ویژگیهای مشترک.
مثالهای طبیعی
We categorize books by subject in our library.
ما در کتابخانهمان کتابها را بر اساس موضوع دستهبندی میکنیم.
Please categorize these products as home accessories.
لطفاً این محصولات را در دستهٔ لوازم جانبی خانه قرار دهید.
The survey answers were categorized into five groups.
پاسخهای نظرسنجی در پنج گروه دستهبندی شدند.
نکتهٔ کاربردی
categorize مفعول مستقیم میگیرد؛ by معیار دستهبندی را و as نام دسته را نشان میدهد.
