دارای علایق، سلیقهها یا همدلیهای متنوع و گسترده، نه محدود به چند گزینهٔ خاص.
مثالهای طبیعی
Her catholic tastes range from opera to experimental rock.
سلیقهٔ متنوع او از اپرا تا راک تجربی را دربرمیگیرد.
The critic was catholic in his interests and friendships.
آن منتقد در علایق و دوستیهایش دیدگاه گستردهای داشت.
The exhibition offers a surprisingly catholic selection of art.
این نمایشگاه مجموعهای شگفتآور و متنوع از آثار هنری ارائه میدهد.
نکتهٔ کاربردی
صفتی نسبتاً کمکاربرد و ادبی است؛ در این معنی باید با حرف کوچک نوشته شود.
