معنی ۱formal · 86%
واقعشده در سمت دمِ بدن جانور یا مربوط به آن ناحیه.
مثالهای طبیعی
The tuna propels itself using its caudal fin.
ماهی تُن با استفاده از بالهٔ دُمی خود را به جلو میراند.
The dog’s caudal vertebrae support its tail.
مهرههای دُمی سگ از دُم آن پشتیبانی میکنند.
The illustration labels the caudal region of the fish.
در تصویر، ناحیهٔ دُمی ماهی مشخص شده است.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی استاندارد در کالبدشناسی و جانورشناسی است.
