معنی ۱neutral · 90%
مادهای انعطافپذیر برای درزبندی شکافهای باریک و جلوگیری از ورود آب یا هوا.
مثالهای طبیعی
Apply fresh caulk around the bathtub.
دور وان حمام درزگیر تازه بزنید.
I need a tube of caulk for the window.
برای پنجره به یک تیوپ درزگیر نیاز دارم.
The old caulk had cracked beside the sink.
درزگیر قدیمیِ کنار سینک ترک خورده بود.
نکتهٔ کاربردی
caulk در نقش اسم به مادهٔ درزگیر اشاره دارد؛ در نقش فعل به معنی درزبندی با این ماده است.
ترکیبهای رایج
— درزگیر انعطافپذیر بر پایهٔ سیلیکون
