بافت بدن را بهصورت کنترلشده سوزاندن، بهویژه برای بندآوردن خونریزی.
مثالهای طبیعی
The surgeon used heat to cauterize the bleeding vessel.
جراح با استفاده از گرما رگِ در حال خونریزی را سوزاند تا خونریزی بند بیاید.
The doctor cauterized a small area during treatment.
پزشک هنگام درمان ناحیهٔ کوچکی را با حرارت سوزاند.
The damaged tissue had been cauterized to control bleeding.
برای کنترل خونریزی، بافت آسیبدیده را پیشتر سوزانده بودند.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی پزشکی است، نه توصیهای برای کمکهای اولیهٔ عمومی؛ در انگلیسی بریتانیایی cauterise نیز نوشته میشود.
