معنی ۱neutral · 90%
مراقب و محتاط برای پرهیز از خطر، خطا یا ریسک غیرضروری
مثالهای طبیعی
The board adopted a cautious approach to expansion.
هیئتمدیره رویکردی محتاطانه نسبت به گسترش فعالیتها در پیش گرفت.
Researchers remain cautious about drawing firm conclusions.
پژوهشگران هنوز دربارهٔ نتیجهگیری قطعی محتاط هستند.
She became more cautious after the initial talks failed.
او پس از شکست مذاکرات اولیه محتاطتر شد.
نکتهٔ کاربردی
`Cautious` معمولاً احتیاط و خویشتنداری سنجیده را بیان میکند، نه ترس.
