معنی ۱neutral · 90%
به شکلی دقیق و محتاطانه برای پرهیز از خطر، اشتباه یا پیامد ناخواسته.
مثالهای طبیعی
The elderly man walked cautiously across the ice.
مرد سالخورده بااحتیاط از روی یخ گذشت.
We cautiously increased our spending this quarter.
این فصل هزینههایمان را بااحتیاط افزایش دادیم.
Seeing the snake, she stepped back cautiously.
وقتی مار را دید، بااحتیاط عقب رفت.
نکتهٔ کاربردی
cautiously چگونگی انجام یک عمل را توصیف میکند؛ cautious صفتی برای شخص یا رویکرد است.
