معنی ۱neutral · 89%
بسیار بزرگ و باز از داخل، اغلب با حس خالیبودن فضا.
مثالهای طبیعی
Our footsteps echoed through the cavernous lobby.
صدای قدمهایمان در لابی عظیم و غارمانند میپیچید.
The old warehouse felt cavernous without its machinery.
انبار قدیمی بدون ماشینآلاتش فضایی بسیار بزرگ و خالی داشت.
They converted a cavernous factory into a concert hall.
آنها یک کارخانهٔ عظیم و خالی را به سالن کنسرت تبدیل کردند.
نکتهٔ کاربردی
حس بزرگی یا خالیبودن شبیه غار را القا میکند؛ spacious معمولاً تعریف سادهتر و مثبتتری از جاداربودن است.
