معنی ۱formal · 90%
متوقف شدن یا انجام یک فعالیت را متوقف کردن
مثالهای طبیعی
The factory ceased production at the end of June.
کارخانه در پایان ژوئن تولید را متوقف کرد.
The company agreed to cease using the disputed logo.
شرکت پذیرفت استفاده از نشان تجاری مورد اختلاف را متوقف کند.
Heavy rainfall finally ceased before dawn.
بارندگی شدید سرانجام پیش از سپیدهدم متوقف شد.
نکتهٔ کاربردی
`Cease` از `stop` رسمیتر است و در بافتهای حقوقی، رسمی و نوشتاری رایج است.
