معنی ۱neutral · 88%
مراسم یا فعالیتی ویژه به مناسبت یک رویداد مهم یا خوشحالکننده
مثالهای طبیعی
We had a small celebration at home.
ما در خانه جشن کوچکی گرفتیم.
The party was a celebration of their success.
آن مهمانی جشنی به مناسبت موفقیت آنها بود.
Traditional celebrations continue throughout the week.
جشنهای سنتی در تمام طول هفته ادامه دارند.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان چیزی که به مناسبت آن جشن گرفته میشود، از `celebration of` استفاده میشود.

