معنی ۱neutral · 94%
شخصی مشهور، بهویژه در سرگرمی، ورزش یا رسانه
مثالهای طبیعی
A famous celebrity appeared on the show.
یک چهرهٔ مشهور در برنامه ظاهر شد.
Several celebrities attended the film premiere.
چند چهرهٔ مشهور در مراسم افتتاحیهٔ فیلم شرکت کردند.
The celebrity spoke to reporters outside the hotel.
آن چهرهٔ مشهور بیرون هتل با خبرنگاران صحبت کرد.
نکتهٔ کاربردی
celebrity قابلشمارش است و به شخصی اشاره میکند که در میان عموم بسیار شناختهشده است.

