معنی ۱neutral · 87%
ظرفی برای سوزاندن بخور یا کندر، بهویژه در مراسم مذهبی.
مثالهای طبیعی
The priest swung a censer along the aisle.
کشیش بخوردان را در طول راهروی کلیسا تاب میداد.
Fragrant smoke rose from the bronze censer.
دود خوشبو از بخوردان برنزی برخاست.
The collection includes several decorated censers from the monastery.
این مجموعه شامل چند بخوردان تزیینشده از آن صومعه است.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر با مراسم مذهبی ارتباط دارد؛ بخوردانها ممکن است آویزان باشند یا روی پایه قرار بگیرند.
