معنی ۱neutral · 90%
کنترل یا سرکوب اطلاعات، گفتار یا آثار خلاقانه به دست مرجع صاحب اختیار.
مثالهای طبیعی
Journalists protested censorship of the investigation.
روزنامهنگاران به سانسور مطالب مربوط به تحقیقات اعتراض کردند.
The director spoke against strict censorship.
کارگردان علیه سانسور سختگیرانه سخن گفت.
Government censorship can restrict public debate.
سانسور دولتی میتواند گفتوگوی عمومی را محدود کند.
نکتهٔ کاربردی
سانسور معمولاً محدودکردن بیان است؛ ویرایش معمولیِ متن سانسور محسوب نمیشود.
