معنی ۱neutral · 85%
تمرکز اصلی را بر یک موضوع یا فعالیت مشخص قرار دادن
مثالهای طبیعی
The discussion centred on rising costs.
بحث بر افزایش هزینهها متمرکز بود.
The course centres around practical communication.
این دوره بر ارتباطات کاربردی تمرکز دارد.
Our project is centred on local history.
پروژهٔ ما بر تاریخ محلی متمرکز است.
نکتهٔ کاربردی
`Centre on` روشنترین الگو برای بیان موضوع اصلیِ مورد توجه است.
ترکیبهای رایج
— تمرکز اصلی را بر چیزی قرار دادن

