مربوط به اثری رو به بیرون، دور از مرکز چیزی که میچرخد.
مثالهای طبیعی
The teacher demonstrated centrifugal force with a spinning bucket.
معلم نیروی گریز از مرکز را با سطلی در حال چرخش نشان داد.
Riders felt a centrifugal effect as the platform turned.
هنگام چرخیدن سکو، سرنشینان اثری رو به بیرون و گریز از مرکز احساس کردند.
A centrifugal mechanism helps separate water from clothes.
سازوکاری گریز از مرکز به جداشدن آب از لباسها کمک میکند.
نکتهٔ کاربردی
در فیزیک، centrifugal force را معمولاً نیروی ظاهری در چارچوب مرجع چرخان میدانند؛ آن را با نیروی مرکزگرا (centripetal force) اشتباه نگیرید.
