معنی ۱neutral · 85%
ساختهشده از خاک رس یا مادهای مشابه که با حرارت سخت شده است.
مثالهای طبیعی
She bought a ceramic bowl for the kitchen.
او یک کاسهٔ سرامیکی برای آشپزخانه خرید.
The bathroom tiles are ceramic.
کاشیهای حمام سرامیکیاند.
This handmade ceramic vase came from Portugal.
این گلدان سرامیکیِ دستساز از پرتغال آمده است.
نکتهٔ کاربردی
Ceramic معمولاً پیش از اسم نقش صفت دارد؛ ceramics اسمی برای این محصولات یا هنر ساخت آنهاست.
ترکیبهای رایج
— کاشی ساختهشده از رس پخته یا مواد مشابه
