مربوط به یک مراسم رسمی، فرهنگی یا مذهبی.
مثالهای طبیعی
Graduates wore ceremonial robes during the procession.
فارغالتحصیلان هنگام رژهٔ مراسم، رداهای تشریفاتی پوشیده بودند.
The mayor performed a ceremonial ribbon cutting.
شهردار مراسم نمادین بریدن روبان را انجام داد.
These masks are ceremonial, not everyday clothing.
این ماسکها آیینی هستند و پوشاک روزمره نیستند.
نکتهٔ کاربردی
ceremonial به ارتباط با آیین و مراسم اشاره دارد، نه صرفاً ظاهر شیک.
