معنی ۱neutral · 95%
بدون شک؛ برای نشان دادن اینکه چیزی درست یا قطعی است
مثالهای طبیعی
I certainly remember that day.
من قطعاً آن روز را به یاد دارم.
She is certainly ready.
او قطعاً آماده است.
I can certainly help you.
من حتماً میتوانم کمکت کنم.
نکتهٔ کاربردی
certainly معمولاً قبل از فعل اصلی، اما بعد از be یا فعل کمکی میآید.
ترکیبهای رایج
— قطعاً نه
