شخص یا سازمانی دارای صلاحیت رسمی برای تأیید اینکه چیزی استاندارد لازم را دارد.
مثالهای طبیعی
An independent certifier checked the building before it opened.
پیش از افتتاح ساختمان، یک بازرس تأییدکنندهٔ مستقل آن را بررسی کرد.
The certifier issued a certificate for the new equipment.
مرجع تأیید برای تجهیزات جدید گواهینامه صادر کرد.
Applicants must name their certifier on the form.
متقاضیان باید نام مرجع تأییدکنندهٔ خود را در فرم بنویسند.
نکتهٔ کاربردی
در زمینهٔ صدور گواهی، ایمنی و انطباق با مقررات رایج است. certifier انطباق را بررسی و تأیید میکند؛ certificate سند ثبتکنندهٔ این تأیید است.
