عمل رسمیِ واگذاری زمین، حقوق یا کنترلِ چیزی به شخص یا طرف دیگر.
مثالهای طبیعی
The agreement required the cession of two coastal districts.
این توافقنامه واگذاریِ دو منطقهٔ ساحلی را الزامی میکرد.
Opponents resisted any cession of regulatory authority.
مخالفان در برابر هرگونه واگذاریِ اختیارِ نظارت و تنظیم مقررات مقاومت کردند.
Cession to the neighbouring state became a key demand.
واگذاری به کشور همسایه به یکی از خواستههای اصلی تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
Cession معمولاً انتقالی رسمی را میرساند، نه پیشنهاد ساده؛ آن را با session اشتباه نگیرید.
