معنی ۱neutral · 90%
وسیلهای از مبلمان برای نشستن یک نفر.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
صندلی
Deutsch
Stuhl
Հայերեն
աթոռ
athor
مثالهای طبیعی
Please sit on this chair.
لطفاً روی این صندلی بنشین.
The chair is next to the window.
صندلی کنار پنجره است.
