معنی ۱neutral · 88%
جامی پایهدار و تشریفاتی، بهویژه جامی که در آیین عشای ربانی مسیحیان برای شراب استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
The priest raised the chalice during Communion.
کشیش هنگام مراسم عشای ربانی جام آیینی را بالا برد.
A silver chalice stood on the stone altar.
جامی نقرهای روی محراب سنگی قرار داشت.
The museum carefully restored three medieval chalices.
موزه سه جام آیینیِ مربوط به قرون وسطی را با دقت مرمت کرد.
نکتهٔ کاربردی
در روایتهای تاریخی یا فانتزی نیز برای جام ویژهٔ پایهدار به کار میرود.
