مادهای نرم، سفید یا رنگی که برای نوشتن یا نقاشی روی تخته یا پیادهرو به کار میرود.
مثالهای طبیعی
Please write your answer in chalk on the board.
لطفاً پاسخت را با گچ روی تخته بنویس.
The teacher picked up a piece of chalk.
معلم یک تکه گچ برداشت.
Chalk covered her fingers after the lesson.
بعد از درس، انگشتان او به گچ آغشته شده بود.
نکتهٔ کاربردی
برای یک تکه گچ معمولاً some chalk یا a piece of chalk میگویند، نه a chalk.
