کمرنگ، پودری یا زودخردشونده، شبیه گچ.
مثالهای طبیعی
The paint feels chalky after years of sunlight.
رنگِ این سطح پس از سالها تابش خورشید حالت گچی پیدا کرده است.
White chalky cliffs rise above the beach.
صخرههای سفید گچی بالای ساحل سر برآوردهاند.
This soil is chalkier than the soil near our house.
این خاک از خاک نزدیک خانهٔ ما گچیتر است.
نکتهٔ کاربردی
chalky میتواند بافت، رنگ یا ترکیب معدنی را توصیف کند؛ لازم نیست حتماً گچ واقعی وجود داشته باشد.
