اتاق یا محفظهٔ بستهای که برای فعالیت یا فرایندی خاص طراحی شده است
مثالهای طبیعی
The sample remained inside a sealed chamber overnight.
نمونه شب را در یک محفظهٔ دربسته باقی ماند.
Fuel enters the combustion chamber under pressure.
سوخت تحت فشار وارد محفظهٔ احتراق میشود.
The council met in a private chamber upstairs.
اعضای شورا در اتاقی خصوصی در طبقهٔ بالا جلسه داشتند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی فضاهای بستهٔ دارای کارکرد تخصصی را پوشش میدهد، از اتاقها تا محفظههای دستگاه.
